سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )

22

تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )

بديهى است كه نه فقط مقام روحانيت اساس رهبرى سياسى را تشكيل مىداد بلكه وقتى كه اين رهبرى توسط شخصى از طوائف غير روحانى هم بدست مىآمد ، وى بر آنها اعمال مذهبى را تنفيذ مىنمود . آنان همچنين واسطه فيض بين مردم و رب النوع‌ها بودند . در نتيجه ايده رهبرى قبيله‌اى و خدمت به خدا با هم مترادف مىشد . كسانى كه قبيله‌اى را رهبرى مىكردند الزاما نگهبانان بيت قبيله‌اى نيز بودند . آنان اهل البيت يا بيت فلان و به همان قبيله بودند ( 23 ) همراه با اين طوائف زمامدار ، بيوتات العرب ، اشراف عربستان را تشكيل ميدادند ( 24 ) . حتى پس ازين وقتى كه مفهوم اهل البيت به اعقاب و خاندان پيامبر محدود شد ، كلمه بيوتات العرب تا چند قرن بعد از آن در مفهوم اريستوكراسى و اشرافيت قبيله‌اى برجا ماند . ( 25 ) مقام بنى هاشم را بايد از جنبه ديگرى مورد توجه قرار داد . نه فقط در ميان مردم بلكه در دايره وسيع‌ترى بخاطر تماسهاى زيادى كه مردم نواحى مختلف در بازار مكاره سالانه ( عكاظ و در هنگام برگزارى مراسم حج ) داشتند بنى هاشم از موقعيت ممتازى برخوردار بود . جمعى از دانشمندان غرب اين حقيقت را كه نياكان محمد ( ص ) واقعا آنچنان كه مآخذ تاريخى آنان را شريف ، متنفذ و صاحب شأن قلمداد مىكنند مورد ترديد قرار داده و ادعا مىكنند كه در واقع در اهميت بنى هاشم به طرز فاحشى مبالغه شده است . اين ترديد بر اين مبناست كه عباسيان اعقاب هاشم بودند و بنى اميه اعقاب بنى شمس كه توسط عباسيان از كار كنار گذاشته شدند و مورخينى كه تحت نظام عباسى تاريخ نوشته‌اند آنان را مورد بىتوجهى قرار داده‌اند . به همين دليل ادعا مىشود كه به هاشم و خاندانش ، نياكان خلفاى عباسى ، اهميتى بيش از آنچه داشته‌اند داده شده است . با وجود بر اين بر اصل اين فرضيه انتقاد چشمگيرى وارد است . مداقه در منابع ، اين حقيقت را ثابت مىكند كه در يك مقياس چشمگير اين موضوع صحيح نيست و هيچ‌گونه مدركى دال بر اين موضوع كه در نشان دادن نياكان محمد ( ص ) مبالغه ، تكذيب و يا تحريف جدى صورت گرفته باشد وجود ندارد . ( 26 ) هيچ نيازى وجود ندارد تا به قصى پدر عبد الدار و عبد مناف كه شواهد تاريخى آنان را به عنوان بالاترين قدرت بدون رقيب در همهء امور مذهبى و